هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد فراق و عشق سخن میگوید و از غم و اندوه ناشی از دوری معشوق شکایت میکند. او با بیان احساسات خود، از تأثیر عمیق عشق و خیال معشوق بر زندگیاش میگوید و امید به وصال را نیز بیان میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۶۸ - نگارا، بی تو برگ جان که دارد؟
نگارا، بی تو برگ جان که دارد؟
سر کفر و غم ایمان که دارد؟ ۱
اگر عشق تو خون من نریزد
غمت را هر شبی مهمان که دارد؟ ۲
دل من با خیالت دوش میگفت:
که این درد مرا درمان که دارد؟ ۳
لب شیرین تو گفتا: ز من پرس
که من با تو بگویم: کان که دارد؟ ۴
مرا گفتی که: فردا روز وصل است
امید زیستن چندان که دارد؟ ۵
دلم در بند زلف توست ور نه
سر سودای بیپایان که دارد؟ ۶
اگر لطف خیال تو نباشد
عراقی را چنین حیران که دارد؟ ۷
سر کفر و غم ایمان که دارد؟ ۱
اگر عشق تو خون من نریزد
غمت را هر شبی مهمان که دارد؟ ۲
دل من با خیالت دوش میگفت:
که این درد مرا درمان که دارد؟ ۳
لب شیرین تو گفتا: ز من پرس
که من با تو بگویم: کان که دارد؟ ۴
مرا گفتی که: فردا روز وصل است
امید زیستن چندان که دارد؟ ۵
دلم در بند زلف توست ور نه
سر سودای بیپایان که دارد؟ ۶
اگر لطف خیال تو نباشد
عراقی را چنین حیران که دارد؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۶۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۷ - نگارا، بیتو برگ جان که دارد؟
گوهر بعدی:غزل ۶۹ - تا کی کشم جفای تو؟ این نیز بگذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.