هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر عشق و اشتیاق شدید شاعر به معشوق است. او از درد فراق و انتظار دیدار مینالد و آرزو میکند که معشوق به او توجه کند. شاعر همچنین از قدرت عشق و تأثیر آن بر جان و دل سخن میگوید و در نهایت، به انتظار طولانی و خستگی ناشی از آن اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد فراق و انتظار ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
غزل ۸۴ - تا بر قرار حسنی دل بیقرار باشد
تا بر قرار حسنی دل بیقرار باشد
تا روی تو نبینم جان سوکوار باشد ۱
تا پیش تو نمیرد جانم نگیرد آرام
تا بوی تو نیابد دل بیقرار باشد ۲
جانا، ز عشق رویت جانم رسید بر لب
تا کی ز آرزویت بیچاره زار باشد؟ ۳
آن را مخواه بیدل کو بیتو جان نخواهد
آن را مدار دشمن کت دوستدار باشد ۴
درمان اگر نداری، باری به درد یاد آر
کز دوست هرچه آید آن یادگار باشد ۵
با درد خوش توان بود عمری به بوی درمان
با غم بسر توان برد گر غمگسار باشد ۶
خواهی بساز کارم، خواهی بسوز جانم
با کار پادشاهان ما را چه کار باشد؟ ۷
از انتظار وصلت آمد به جان عراقی
تا کی غریب و خسته در انتظار باشد؟ ۸
تا روی تو نبینم جان سوکوار باشد ۱
تا پیش تو نمیرد جانم نگیرد آرام
تا بوی تو نیابد دل بیقرار باشد ۲
جانا، ز عشق رویت جانم رسید بر لب
تا کی ز آرزویت بیچاره زار باشد؟ ۳
آن را مخواه بیدل کو بیتو جان نخواهد
آن را مدار دشمن کت دوستدار باشد ۴
درمان اگر نداری، باری به درد یاد آر
کز دوست هرچه آید آن یادگار باشد ۵
با درد خوش توان بود عمری به بوی درمان
با غم بسر توان برد گر غمگسار باشد ۶
خواهی بساز کارم، خواهی بسوز جانم
با کار پادشاهان ما را چه کار باشد؟ ۷
از انتظار وصلت آمد به جان عراقی
تا کی غریب و خسته در انتظار باشد؟ ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۶۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۳ - آن را که چو تو نگار باشد
گوهر بعدی:غزل ۸۵ - دیدهٔ بختم، دریغا کور شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.