هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از ناامیدی، شکست عاطفی و تلخی روزگار میگوید. او از از دست دادن عشق و تبدیل شادی به غم سخن میگوید و از دوست میخواهد تا در این شرایط سخت به او کمک کند. جهان برای شاعر پر از آشوب شده و او خود را بیپناه و درمانده میبیند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و ناامیدی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است تأثیر منفی بر روحیه آنها بگذارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۸۵ - دیدهٔ بختم، دریغا کور شد
دیدهٔ بختم، دریغا کور شد
دل نمرده، زنده اندر گور شد ۱
دست گیر ای دوست این بخت مرا
تا نبیند دشمنم کو کور شد ۲
بارگاه دل، که بودی جای تو
بنگر اکنون جای مار و مور شد ۳
بیلب شیرینت عمرم تلخ گشت
شوربختی بین که: عیشم شور شد ۴
دل قوی بودم به امید تو، لیک
دل ندادی، خسته زان بینور شد ۵
شور عشقت تا فتاد اندر جهان
چون دل من عالمی پر شور شد ۶
عارت آمد از عراقی، لاجرم
بیتو، مسکین، بینوا و عور شد ۷
دل نمرده، زنده اندر گور شد ۱
دست گیر ای دوست این بخت مرا
تا نبیند دشمنم کو کور شد ۲
بارگاه دل، که بودی جای تو
بنگر اکنون جای مار و مور شد ۳
بیلب شیرینت عمرم تلخ گشت
شوربختی بین که: عیشم شور شد ۴
دل قوی بودم به امید تو، لیک
دل ندادی، خسته زان بینور شد ۵
شور عشقت تا فتاد اندر جهان
چون دل من عالمی پر شور شد ۶
عارت آمد از عراقی، لاجرم
بیتو، مسکین، بینوا و عور شد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۴ - تا بر قرار حسنی دل بیقرار باشد
گوهر بعدی:غزل ۸۶ - من مست می عشقم هشیار نخواهم شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.