هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به بیان درد و رنج ناشی از دوری معشوق میپردازد. او از تنگی و تاریکی خانه دل بدون حضور معشوق میگوید و اشکهایش را نشانهای از این دوری میداند. شاعر از جور و جفای معشوق شکایت دارد و سرنوشت خود را مشابه بخت عراقی میداند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جور و جفا و درد دل شکسته نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
غزل ۹۱ - بیا، که بیرخ زیبات دل به جان آمد
بیا، که بیرخ زیبات دل به جان آمد
بیا، که بیتو همه سود من زیان آمد ۱
بیا، که بهر تو جان از جهان کرانه گرفت
بیا، که بیتو دلم جمله در میان آمد ۲
بیا، که خانهٔ دل گرچه تنگ و تاریک است
دمی برای دل ما درون توان آمد ۳
بیا، که غیر تو در چشم من نیامد هیچ
جز آب دیده که بر چشم من روان آمد ۴
نگر هر آنچه که بر هیچکس نیامده بود
برین شکسته دلم از غم تو آن آمد ۵
دل شکستهام آن لحظه دل ز جان برداشت
که رسم جور و جفای تو در جهان آمد ۶
ز جور یار چه نالم؟ که طالع دل من
چنان که بخت عراقی است همچنان آمد ۷
بیا، که بیتو همه سود من زیان آمد ۱
بیا، که بهر تو جان از جهان کرانه گرفت
بیا، که بیتو دلم جمله در میان آمد ۲
بیا، که خانهٔ دل گرچه تنگ و تاریک است
دمی برای دل ما درون توان آمد ۳
بیا، که غیر تو در چشم من نیامد هیچ
جز آب دیده که بر چشم من روان آمد ۴
نگر هر آنچه که بر هیچکس نیامده بود
برین شکسته دلم از غم تو آن آمد ۵
دل شکستهام آن لحظه دل ز جان برداشت
که رسم جور و جفای تو در جهان آمد ۶
ز جور یار چه نالم؟ که طالع دل من
چنان که بخت عراقی است همچنان آمد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۰ - غلام حلقه به گوش تو زار باز آمد
گوهر بعدی:غزل ۹۲ - ز اشتیاق تو، جانا، دلم به جان آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.