هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان عاشقی بیان میشود که با وجود رنجها و دوریها، همچنان به معشوق خود وفادار است. او از لطف و مهربانی معشوق سخن میگوید و آرزو میکند که مورد توجه او قرار گیرد. شعر پر از تصاویر زیبا و احساسات عمیق است که نشاندهندهی عشق و اشتیاق شدید است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند تا به درستی درک شوند.
غزل ۹۰ - غلام حلقه به گوش تو زار باز آمد
غلام حلقه به گوش تو زار باز آمد
خوشی درو بنگر، کز ره دراز آمد ۱
به لطف، کار دل مستمند خسته بساز
که خستگان را لطف تو در کارساز آمد ۲
چه باشد ار بنوازی نیازمندی را؟
که با خیال رخت دم به دم به راز آمد ۳
چه کردهام که ز درگاه وصل جان افزا
نصیب خسته دلم هجر جانگداز آمد؟ ۴
بر آستان درت صدهزار دل دیدم
مگر که خاک سر کوت دلنواز آمد؟ ۵
غبار خاک درت بر سر کسی که نشست
ز سروران جهان گشت و سرفراز آمد ۶
به هر طرف که شدم تا که شاد بنشینم
غم تو پیش دل من دو اسبه باز آمد ۷
به روی خرم تو شادمان نشد افسوس!
دل عراقی از آن دم که عشقباز آمد ۸
خوشی درو بنگر، کز ره دراز آمد ۱
به لطف، کار دل مستمند خسته بساز
که خستگان را لطف تو در کارساز آمد ۲
چه باشد ار بنوازی نیازمندی را؟
که با خیال رخت دم به دم به راز آمد ۳
چه کردهام که ز درگاه وصل جان افزا
نصیب خسته دلم هجر جانگداز آمد؟ ۴
بر آستان درت صدهزار دل دیدم
مگر که خاک سر کوت دلنواز آمد؟ ۵
غبار خاک درت بر سر کسی که نشست
ز سروران جهان گشت و سرفراز آمد ۶
به هر طرف که شدم تا که شاد بنشینم
غم تو پیش دل من دو اسبه باز آمد ۷
به روی خرم تو شادمان نشد افسوس!
دل عراقی از آن دم که عشقباز آمد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۵۱۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۹ - ناگه بت من مست به بازار برآمد
گوهر بعدی:غزل ۹۱ - بیا، که بیرخ زیبات دل به جان آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.