هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و شادی‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او احساسات خود را نسبت به معشوق توصیف می‌کند و از تأثیرات سحرآمیز زلف و لب‌های معشوق بر دلش می‌نویسد. شاعر از مستی عشق و بازی‌های دل‌ربایی معشوق سخن می‌گوید و در نهایت، آرزوی بوسه‌ای از لب‌های معشوق را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی است که برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و مناسب است. همچنین، استفاده از استعاره‌های عرفانی و ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

غزل ۱۰۲ - باز دلم عیش و طرب می‌کند

باز دلم عیش و طرب می‌کند
هیچ ندانم چه سبب می‌کند؟ ۱

از می عشق تو مگر مست شد
کین همه شادی و طرب می‌کند؟ ۲

تا سر زلف تو پریشان بدید
شیفته شد ، شور و شغب می کند ۳

تا دل من در سر زلف تو شد
عیش همه در دل شب می‌کند ۴

برد به بازی دل جمله جهان
زلف تو بازی چه عجب می‌کند؟ ۵

طرهٔ طرار تو کرد آن چه کرد
فتنه نگر باز که لب می‌کند ۶

می‌برد از من دل و گوید به طنز:
باز فلانی چه طلب می‌کند؟ ۷

از لب لعلش چه عجب گر مرا
آرزوی قند و طرب می‌کند ۸

گر طلبد بوسه، عراقی مرنج،
گرچه همه ترک ادب می‌کند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۰۱ - چو چشم مست تو آغاز کبر و ناز کند
گوهر بعدی:غزل ۱۰۳ - هر که او دعوی مستی می‌کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.