هوش مصنوعی: این غزل عاشقانه از عراقی، عشق و شیفتگی به معشوق را با تصاویر زیبا و استعاره‌های پراحساس توصیف می‌کند. شاعر از دل‌های عاشق، شادی‌های ناشی از حضور معشوق، و زیبایی‌های بی‌نظیر او سخن می‌گوید. همچنین، تأکید بر این است که عشق واقعی تنها به معشوق تعلق دارد و هر کس که او را نبیند یا دوست نداشته باشد، مانند حیوان است. شاعر از آتش عشق و امید به وصال معشوق نیز صحبت می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی استعاره‌ها و مفاهیم مانند 'آتش عشق' یا 'سر زلف معشوق' نیاز به درک ادبی بیشتری دارند.

غزل ۱۰۷ - ای خوشا دل کاندر او از عشق تو جانی بود

ای خوشا دل کاندر او از عشق تو جانی بود
شادمانی جانی که او را چون تو جانانی بود ۱

خرم آن خانه که باشد چون تو مهمانی در او
مقبل آن کشور که او را چون تو سلطانی بود ۲

زنده چو نباشد دلی کز عشق تو بویی نیافت؟
کی بمیرد عاشقی کو را چو تو جانی بود؟ ۳

هر که رویت دید و دل را در سر زلفت نبست
در حقیقت آدمی نبود که حیوانی بود ۴

در همه عمر ار برآرم بی غم تو یک نفس
زان نفس بر جان من هر لحظه تاوانی بود ۵

آفتاب روی تو گر بر جهان تابد دمی
در جهان هر ذره‌ای خورشید تابانی بود ۶

در همه عالم ندیدم جز جمال روی تو
گر کسی دعوی کند کو دید، بهتانی بود ۷

گنج حسنی و نپندارم که گنجی در جهان
و آنچنان گنجی عجب در کنج ویرانی بود ۸

آتش رخسار خوبت گر بسوزاند مرا
اندر آن آتش مرا هر سو گلستانی بود ۹

روزی آخر از وصال تو به کام دل رسم
این شب هجر تو را گر هیچ پایانی بود ۱۰

عاشقان را جز سر زلف تو دست‌آویز نیست
چه خلاص آن را که دست‌آویز ثعبانی بود؟ ۱۱

چون عراقی در غزل یاد لب تو می‌کند
هر نفس کز جان برآرد شکر افشانی بود ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۰۶ - تا کی از ما یار ما پنهان بود؟
گوهر بعدی:غزل ۱۰۸ - وه! که کارم ز دست می‌برود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.