هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و وابستگی شدید خود به معشوق سخن میگوید. او از رنجها و غمهای ناشی از این عشق مینالد و از معشوق میخواهد که با او آشتی کند و از سر لطف به حالش رسیدگی کند. شاعر تأکید میکند که همیشه به فکر معشوق است و روز و شب آرزوی دیدار او را دارد.
رده سنی:
15+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل زیباییهای ادبی و عرفانی شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۱۵۶ - از دل و جان عاشق زار توام
از دل و جان عاشق زار توام
کشتهٔ اندوه و تیمار توام ۱
آشتی کن بامن، آزرمم بدار،
من نه مرد جنگ و آزار توام ۲
گر گناهی کردهام بر من مگیر
عفو کن، من خود گرفتار توام ۳
شاید ار یکدم غم کارم خوری
چون که من پیوسته غمخوار توام ۴
حال من میپرس گه گاهی به لطف
چون که من رنجور و بیمار توام ۵
چون عراقی نیستم فارغ ز تو
روز و شب جویای دیدار توام ۶
کشتهٔ اندوه و تیمار توام ۱
آشتی کن بامن، آزرمم بدار،
من نه مرد جنگ و آزار توام ۲
گر گناهی کردهام بر من مگیر
عفو کن، من خود گرفتار توام ۳
شاید ار یکدم غم کارم خوری
چون که من پیوسته غمخوار توام ۴
حال من میپرس گه گاهی به لطف
چون که من رنجور و بیمار توام ۵
چون عراقی نیستم فارغ ز تو
روز و شب جویای دیدار توام ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۵ - اکئوس تلالات بمدام
گوهر بعدی:غزل ۱۵۷ - باز در دام بلا افتادهام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.