هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از غم و اندوه هجران یارش مینالد و از یاران خود میخواهد که به او کمک کنند. او احساس تنهایی و درماندگی میکند و از درد فراق شکایت دارد. شاعر امیدوار است که یارش به او توجه کند و مرهمی بر دردهایش بگذارد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و مفاهیم پیچیدهتر شعر کلاسیک فارسی، فهم آن را برای گروههای سنی پایینتر دشوار میکند.
غزل ۱۵۹ - یاران، غمم خورید، که غمخوار ماندهام
یاران، غمم خورید، که غمخوار ماندهام
در دست هجر یار گرفتار ماندهام ۱
یاری دهید، کز در او دور گشتهام
رحمی کنید، کز غم او زار ماندهام ۲
یاران من ز بادیه آسان گذشتهاند
من بیرفیق در ره دشوار ماندهام ۳
در راه باز ماندهام، ار یار دیدمی
با او بگفتمی که: من از یار ماندهام ۴
دستم بگیر، کز غمت افتادهام ز پای
کارم کنون بساز، که از کار ماندهام ۵
وقت است اگر به لطف دمی دست گیریم
کاندر چه فراق نگونسار ماندهام ۶
ور در خور وصال نیم مرهمی فرست
از درد خویشتن، که دلافگار ماندهام ۷
دردت چو میدهد دل بیمار را شفا
من بر امید درد تو بیمار ماندهام ۸
بیمار پرسش از تو نیاید، به درد گو:
تا باز پرسدم، که جگرخوار ماندهام ۹
مانا که بر در تو عراقی عزیز نیست
کز صحبتش همیشه چنین خوار ماندهام ۱۰
در دست هجر یار گرفتار ماندهام ۱
یاری دهید، کز در او دور گشتهام
رحمی کنید، کز غم او زار ماندهام ۲
یاران من ز بادیه آسان گذشتهاند
من بیرفیق در ره دشوار ماندهام ۳
در راه باز ماندهام، ار یار دیدمی
با او بگفتمی که: من از یار ماندهام ۴
دستم بگیر، کز غمت افتادهام ز پای
کارم کنون بساز، که از کار ماندهام ۵
وقت است اگر به لطف دمی دست گیریم
کاندر چه فراق نگونسار ماندهام ۶
ور در خور وصال نیم مرهمی فرست
از درد خویشتن، که دلافگار ماندهام ۷
دردت چو میدهد دل بیمار را شفا
من بر امید درد تو بیمار ماندهام ۸
بیمار پرسش از تو نیاید، به درد گو:
تا باز پرسدم، که جگرخوار ماندهام ۹
مانا که بر در تو عراقی عزیز نیست
کز صحبتش همیشه چنین خوار ماندهام ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۵۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۸ - ایندم منم که بیدل و بییار ماندهام
گوهر بعدی:غزل ۱۶۰ - ساقی، چو نمیدهی شرابم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.