هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناخورده شراب خروشیدن و بیخبری خود سخن میگوید. او از زهد مزور و تلاش بیثمر خود انتقاد میکند و آرزوی وصال جانان و نوشیدن جرعهای از جام عشق را دارد. همچنین، او به شبهای خوش گذشته و آرزوی بازگشت به آنها اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند شراب و عشق ممکن است نیاز به بلوغ فکری داشته باشد.
غزل ۱۹۶ - ناخورده شراب میخروشیم
ناخورده شراب میخروشیم
بنگر چه کنیم؟ اگر بنوشیم ۱
از بیخبری خبر نداریم
پس بیهده ما چه میخروشیم؟ ۲
تا چند پزیم دیگ سودا؟
کز خامی خویشتن بجوشیم ۳
دل مرده، برون کشیم خرقه
وز ماتم دل پلاس پوشیم ۴
این زهد مزوری که ما راست
کس می نخرد، چه میفروشیم؟ ۵
با آنکه به ما نمیشود راست
این کار، ولیک هم بکوشیم ۶
باشد که ز جام وصل جانان
یک جرعه به کام دل بنوشیم ۷
شب خوش بودیم بیعراقی
امروز در آرزوی دوشیم ۸
بنگر چه کنیم؟ اگر بنوشیم ۱
از بیخبری خبر نداریم
پس بیهده ما چه میخروشیم؟ ۲
تا چند پزیم دیگ سودا؟
کز خامی خویشتن بجوشیم ۳
دل مرده، برون کشیم خرقه
وز ماتم دل پلاس پوشیم ۴
این زهد مزوری که ما راست
کس می نخرد، چه میفروشیم؟ ۵
با آنکه به ما نمیشود راست
این کار، ولیک هم بکوشیم ۶
باشد که ز جام وصل جانان
یک جرعه به کام دل بنوشیم ۷
شب خوش بودیم بیعراقی
امروز در آرزوی دوشیم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۵ - گر چه دل خون کنی از خاک درت نگریزیم
گوهر بعدی:غزل ۱۹۷ - ناخورده شراب میخروشیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.