هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد فراق یار و غمهای ناشی از آن مینالد. او احساس تنهایی، بیپناهی و فقر عاطفی میکند و از سوزش عشق و غم یار سخن میگوید. شعری پر از درد و اندوه که نشاندهنده عمق احساسات شاعر است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل احساسات عمیق و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. درک کامل این احساسات نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
غزل ۲۰۱ - ز غم زار و حقیرم، با که گویم؟
ز غم زار و حقیرم، با که گویم؟
ز غصه میبمیرم، با که گویم؟ ۱
ز هجر یار گریانم، ندانم
که دامان که گیرم؟ با که گویم؟ ۲
ز جورش در فغانم، چند نالم؟
گذشت از حد نفیرم، با که گویم؟ ۳
مرا از خود جدا دارد نگاری
که نیست از وی گزیرم، با که گویم؟ ۴
به بوی وصل او عمرم به سر شد
فراقش کرد پیرم، با که گویم؟ ۵
شب و روز آتش سودای عشقش
همی سوزد ضمیرم، با که گویم؟ ۶
مرا خلقان توانگر میشمارند
من مسکین فقیرم، با که گویم؟ ۷
چنان سوزد مرا تاب غم او
که گویی در سعیرم، با که گویم؟ ۸
هر آن غم، کز فراقش بر من آید
به دیده میپذیرم، با که گویم؟ ۹
به فریادم شب و روز از عراقی
به دست او اسیرم، با که گویم؟ ۱۰
ز غصه میبمیرم، با که گویم؟ ۱
ز هجر یار گریانم، ندانم
که دامان که گیرم؟ با که گویم؟ ۲
ز جورش در فغانم، چند نالم؟
گذشت از حد نفیرم، با که گویم؟ ۳
مرا از خود جدا دارد نگاری
که نیست از وی گزیرم، با که گویم؟ ۴
به بوی وصل او عمرم به سر شد
فراقش کرد پیرم، با که گویم؟ ۵
شب و روز آتش سودای عشقش
همی سوزد ضمیرم، با که گویم؟ ۶
مرا خلقان توانگر میشمارند
من مسکین فقیرم، با که گویم؟ ۷
چنان سوزد مرا تاب غم او
که گویی در سعیرم، با که گویم؟ ۸
هر آن غم، کز فراقش بر من آید
به دیده میپذیرم، با که گویم؟ ۹
به فریادم شب و روز از عراقی
به دست او اسیرم، با که گویم؟ ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۰ - تا کی از دست فراق تو ستمها بینیم؟
گوهر بعدی:غزل ۲۰۲ - ز دلتنگی به جانم با که گویم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.