هوش مصنوعی: شاعر در این متن از دلتنگی، غم، تنهایی و بی‌پناهی خود می‌گوید و از این که کسی را برای درد دل کردن ندارد، شکایت می‌کند. او احساس می‌کند در دام مشکلات گرفتار شده و از زندگی سودی نمی‌برد. همچنین از ظلمی که به او شده، گله می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی مانند غم، تنهایی و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد. درک این احساسات نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

غزل ۲۰۲ - ز دلتنگی به جانم با که گویم؟

ز دلتنگی به جانم با که گویم؟
ز غصه ناتوانم، با که گویم؟ ۱

ز تنهایی ملولم، چند نالم؟
ز بی‌یاری به جانم، با که گویم؟ ۲

به عالم در، ندارم غمگساری
نمی‌دارم، ندانم با که گویم؟ ۳

ز غصه صدهزاران قصه دارم
ولی پیش که خوانم؟ با که گویم؟ ۴

چو مرغ نیم بسمل در غم یار
میان خون تپانم، با که گویم؟ ۵

فتاده چون بود در دام صیدی؟
ز محنت همچنانم، با که گویم؟ ۶

به کام دوستان بودم، کنون باز
به کام دشمنانم، با که گویم؟ ۷

مرا از زندگانی نیست سودی
ز هستی در زیانم، با که گویم؟ ۸

همه بیداد بر من از عراقی است
ز بودش در فغانم، با که گویم؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۲۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۰۱ - ز غم زار و حقیرم، با که گویم؟
گوهر بعدی:غزل ۲۰۳ - ای دوست، بیا، که ما توراییم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.