هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه از زبان شاعری است که به معشوق خود ابراز علاقه می‌کند و از جدایی و درد فراق می‌نالد. او با وجود احساس نالایقی، خود را شیفته و وابسته به معشوق می‌داند و از او می‌خواهد که روی خود را نشان دهد و او را بپذیرد. شاعر تأکید می‌کند که بدون معشوق، زندگی برایش بی‌معناست و تمام وجودش متعلق به اوست.
رده سنی: 15+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و مناسب مخاطبان با درک عاطفی بالاتر است. همچنین، زبان شعر کمی پیچیده و ادبی است.

غزل ۲۰۳ - ای دوست، بیا، که ما توراییم

ای دوست، بیا، که ما توراییم
بیگانه مشو، که آشناییم ۱

رخ بازنمای، تا ببینیم
در بازگشای، تا درآییم ۲

هر چند نه‌ایم در خور تو
لیکن چه کنیم؟ مبتلاییم ۳

چون بی‌تو نه‌ایم زنده یک دم
پیوسته چرا ز تو جداییم؟ ۴

چون عکس جمال تو ندیدیم
بر روی تو شیفته چراییم؟ ۵

آن کس که ندیده روی خوبت
در حسرت تو بمرد، ماییم ۶

ماییم کنون و نیم جانی
بپذیر ز ما، که بی‌نواییم ۷

تا دور شدیم از بر تو
دور از تو همیشه در بلاییم ۸

بس لایق و در خوری تو ما را
هر چند که ما تو را نشاییم ۹

آنچ از تو سزد به جای ما کن
نه آنچه که ما بدان سزاییم ۱۰

هم زان توایم، هر چه هستیم
گر محتشمیم و گر گداییم ۱۱

از عشق رخ تو چون عراقی
هر دم غزلی دگر سراییم ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۵۲۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۰۲ - ز دلتنگی به جانم با که گویم؟
گوهر بعدی:غزل ۲۰۴ - بیا، ای دیده، تا یک دم بگرییم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.