هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دردها و غمهای زندگی میگوید و از فراق یار و ناکامیها مینالد. او به اشک ریختن و سوگواری برای از دسترفتهها اشاره میکند و بیان میکند که گاهی اوقات گریه تنها راه تسکین دردهای بیدرمان است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، موضوعات غمانگیز و ناامیدیهای بیانشده ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۲۰۴ - بیا، ای دیده، تا یک دم بگرییم
بیا، ای دیده، تا یک دم بگرییم
نیم چون خوشدل و خرم بگرییم ۱
دمی بر جان پر حسرت بموییم
زمانی بر دل پر غم بگرییم ۲
گهی از درد بیدرمان بنالیم
گهی از زخم بیمرهم بگرییم ۳
دل ما مرد، بر تن خوش بموییم
چو عیسی رفت، بر مریم بگرییم ۴
چو کار از دست رفت، این گریهٔ ما
ندارد هیچ سودی، هم بگرییم ۵
خوشا آن دم که با ما یار خوش بود
کنون در حسرت آن دم بگرییم ۶
نشد جان محرم اسرار جانان
بر آن محروم نامحرم بگرییم ۷
تن بیمار ما درهم شد از غم
بر آن بیچارهٔ درهم بگرییم ۸
ز عمر ما دوسه دم ماند باقی
بیا، کین یک دو دم بر هم بگرییم ۹
عراقی را کنون ماتم بداریم
بر آن مسکین درین ماتم بگرییم ۱۰
نیم چون خوشدل و خرم بگرییم ۱
دمی بر جان پر حسرت بموییم
زمانی بر دل پر غم بگرییم ۲
گهی از درد بیدرمان بنالیم
گهی از زخم بیمرهم بگرییم ۳
دل ما مرد، بر تن خوش بموییم
چو عیسی رفت، بر مریم بگرییم ۴
چو کار از دست رفت، این گریهٔ ما
ندارد هیچ سودی، هم بگرییم ۵
خوشا آن دم که با ما یار خوش بود
کنون در حسرت آن دم بگرییم ۶
نشد جان محرم اسرار جانان
بر آن محروم نامحرم بگرییم ۷
تن بیمار ما درهم شد از غم
بر آن بیچارهٔ درهم بگرییم ۸
ز عمر ما دوسه دم ماند باقی
بیا، کین یک دو دم بر هم بگرییم ۹
عراقی را کنون ماتم بداریم
بر آن مسکین درین ماتم بگرییم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۳ - ای دوست، بیا، که ما توراییم
گوهر بعدی:غزل ۲۰۵ - تا کی همه مدح خویش گوییم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.