هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عراقی، درد و رنج عشق و هجران را بیان میکند. شاعر از زندگی بدون معشوق شکایت دارد و مرگ را بر چنین زندگیای ترجیح میدهد. او وصال معشوق را آرزو میکند و زندگی در کنار او را حتی در سختترین شرایط میستاید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مرگ و رنج عشق ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
غزل ۲۱۵ - عاشقی دانی چه باشد؟ بیدل و جان زیستن
عاشقی دانی چه باشد؟ بیدل و جان زیستن
جان و دل بر باختن، بر روی جانان زیستن ۱
سوختن در هجر و خوش بودن به امید وصال
ساختن با درد و پس با بوی درمان زیستن ۲
تا کی از هجران جانان ناله و زاری کنم؟
از حیات خود به جانم، چند ازین سان زیستن؟ ۳
بس مرا از زندگانی، مرگ کو، تا جان دهم؟
مرگ خوشتر تا چنین با درد هجران زیستن ۴
ای ز جان خوشتر، بیا، تا بر تو افشانم روان
نزد تو مردن به از تو دور و حیران زیستن ۵
بر سر کویت چه خوش باشد به بوی وصل تو
در میان خاک و خون افتان و خیزان زیستن؟ ۶
از خودم دور افگنی، وانگاه گویی: خوش بزی
بیدلان را مرگ باشد بیتو، ای جان، زیستن ۷
هان! عراقی، جان به جانان ده، گران جانی مکن
بعد از این بیروی خوب یار نتوان زیستن ۸
جان و دل بر باختن، بر روی جانان زیستن ۱
سوختن در هجر و خوش بودن به امید وصال
ساختن با درد و پس با بوی درمان زیستن ۲
تا کی از هجران جانان ناله و زاری کنم؟
از حیات خود به جانم، چند ازین سان زیستن؟ ۳
بس مرا از زندگانی، مرگ کو، تا جان دهم؟
مرگ خوشتر تا چنین با درد هجران زیستن ۴
ای ز جان خوشتر، بیا، تا بر تو افشانم روان
نزد تو مردن به از تو دور و حیران زیستن ۵
بر سر کویت چه خوش باشد به بوی وصل تو
در میان خاک و خون افتان و خیزان زیستن؟ ۶
از خودم دور افگنی، وانگاه گویی: خوش بزی
بیدلان را مرگ باشد بیتو، ای جان، زیستن ۷
هان! عراقی، جان به جانان ده، گران جانی مکن
بعد از این بیروی خوب یار نتوان زیستن ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۶۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۴ - نگارا از سر کویت گذر کردن توان؟ نتوان
گوهر بعدی:غزل ۲۱۶ - سهل گفتی به ترک جان گفتن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.