هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از ناتوانی در فراموشی معشوق، تسلیم در برابر عشق الهی، و تأثیرات جادویی نگاه و رفتار معشوق سخن میگوید. او از ناتوانی در مقاومت در برابر عشق و جذبههای معشوق مینالد و این احساسات را تقدیر آسمانی میداند که تغییرناپذیر است.
رده سنی:
15+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و مناسب سنین بالاتر است. همچنین، برخی مفاهیم مانند عشق الهی و تقدیر ممکن است برای مخاطبان با درک بالاتر قابلدرک باشد.
غزل ۲۱۴ - نگارا از سر کویت گذر کردن توان؟ نتوان
نگارا از سر کویت گذر کردن توان؟ نتوان
به خوبی در همه عالم نظر کردن توان؟ نتوان ۱
چو آمد در دل و دیده خیالت آشنا بنشست
ز ملک خویش سلطان را بدر کردن توان؟ نتوان ۲
مرا این دوستی با تو قضای آسمانی بود
قضای آسمانی را دگر کردن توان؟ نتوان ۳
چو با ابروی تو چشمم به پنهانی سخن گوید
از آن معنی رقیبان را خبر کردن توان؟ نتوان ۴
چو چشم مست خونریزت ز مژگان ناوک اندازد
بجز جان پیش تیر تو سپر کردن توان؟ نتوان ۵
گرفتم خود که بگریزم ز دام زلف دلگیرت
ز تیر غمزهٔ مستت حذر کردن توان؟ نتوان ۶
نگویی چشم مستت را، که خون من همی ریزد
ز خون بیگناه او را حذر کردن توان؟ نتوان ۷
بگو با غمزهٔ شوخت، که رسوای جهانم کرد:
به پیران سر عراقی را سمر کردن توان؟ نتوان ۸
به خوبی در همه عالم نظر کردن توان؟ نتوان ۱
چو آمد در دل و دیده خیالت آشنا بنشست
ز ملک خویش سلطان را بدر کردن توان؟ نتوان ۲
مرا این دوستی با تو قضای آسمانی بود
قضای آسمانی را دگر کردن توان؟ نتوان ۳
چو با ابروی تو چشمم به پنهانی سخن گوید
از آن معنی رقیبان را خبر کردن توان؟ نتوان ۴
چو چشم مست خونریزت ز مژگان ناوک اندازد
بجز جان پیش تیر تو سپر کردن توان؟ نتوان ۵
گرفتم خود که بگریزم ز دام زلف دلگیرت
ز تیر غمزهٔ مستت حذر کردن توان؟ نتوان ۶
نگویی چشم مستت را، که خون من همی ریزد
ز خون بیگناه او را حذر کردن توان؟ نتوان ۷
بگو با غمزهٔ شوخت، که رسوای جهانم کرد:
به پیران سر عراقی را سمر کردن توان؟ نتوان ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۵۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۳ - ز دل، جانا، غم عشقت رها کردن توان؟ نتوان
گوهر بعدی:غزل ۲۱۵ - عاشقی دانی چه باشد؟ بیدل و جان زیستن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.