هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر به جستجوی یار و مونس غمگسار خود میپردازد و از فراق و دوری او شکایت میکند. او از روزهای خوش گذشته یاد میکند و از درد فراق و ناتوانی روح و جان خود مینالد. شاعر از عشق و دردهای آن سخن میگوید و از شناخت و نشانههای یارش میپرسد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، پرداختن به موضوعاتی مانند فراق و درد عشق نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
غزل ۲۳۱ - آن مونس غمگسار جان کو؟
آن مونس غمگسار جان کو؟
و آن شاهد جان انس و جان کو؟ ۱
آن جان جهان کجاست آخر؟
و آن آرزوی همه جهان کو؟ ۲
حیران همه ماندهایم و واله
کان یار لطیف مهربان کو؟ ۳
با هم بودیم خوش، زمانی
آن عیش و خوشی و آن زمان کو؟ ۴
ای دل شده، دم مزن ز عشقش
گر عاشق صادقی نشان کو؟ ۵
گر باخبری ازو نشان چیست؟
ور بیخبری ز جان فغان کو؟ ۶
گر یافتهای ز عشق بویی
خون دل و چشم خون فشان کو؟ ۷
ور همچو من از فراق زاری
دل خسته و جان ناتوان کو؟ ۸
ای دل، منگر سوی عراقی
سرگشته مباش همچنان کو ۹
و آن شاهد جان انس و جان کو؟ ۱
آن جان جهان کجاست آخر؟
و آن آرزوی همه جهان کو؟ ۲
حیران همه ماندهایم و واله
کان یار لطیف مهربان کو؟ ۳
با هم بودیم خوش، زمانی
آن عیش و خوشی و آن زمان کو؟ ۴
ای دل شده، دم مزن ز عشقش
گر عاشق صادقی نشان کو؟ ۵
گر باخبری ازو نشان چیست؟
ور بیخبری ز جان فغان کو؟ ۶
گر یافتهای ز عشق بویی
خون دل و چشم خون فشان کو؟ ۷
ور همچو من از فراق زاری
دل خسته و جان ناتوان کو؟ ۸
ای دل، منگر سوی عراقی
سرگشته مباش همچنان کو ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۰ - ترک من، ای من غلام روی تو
گوهر بعدی:غزل ۲۳۲ - ساقی، قدحی می مغان کو؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.