هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به زیبایی و جمال معشوق اشاره میکند و بیان میدارد که این جمال باعث شور و غوغا در جهان شده است. او خود را سگ درگاه معشوق میداند و از عشق و ارادت خود به معشوق سخن میگوید. همچنین، شاعر اشاره میکند که معشوق همواره در جان او حضور داشته است.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۴۱ - تا تو در حسن و جمال افزودهای
تا تو در حسن و جمال افزودهای
دل ز دست عالمی بربودهای ۱
در جهان این شور و غوغا از چه خاست؟
گر جمال خود به کس ننمودهای ۲
گوی در میدان حسن افگندهای
نیکوان را چاکری فرمودهای ۳
پرده از چهره زمانی دور کن
کافتابی را به گل اندودهای ۴
چون نباشم من سگ درگاه تو؟
چون بدین نام خوشم بستودهای ۵
در جهان بیهوده میجستم تو را
خود تو در جان عراقی بودهای ۶
دل ز دست عالمی بربودهای ۱
در جهان این شور و غوغا از چه خاست؟
گر جمال خود به کس ننمودهای ۲
گوی در میدان حسن افگندهای
نیکوان را چاکری فرمودهای ۳
پرده از چهره زمانی دور کن
کافتابی را به گل اندودهای ۴
چون نباشم من سگ درگاه تو؟
چون بدین نام خوشم بستودهای ۵
در جهان بیهوده میجستم تو را
خود تو در جان عراقی بودهای ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۰ - بازم از غصه جگر خون کردهای
گوهر بعدی:غزل ۲۴۲ - تا زخوبی دل ز من بربودهای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.