هوش مصنوعی: این شعر از عراقی، درد و رنج درماندگان، عاشقان و مستمندان را به تصویر می‌کشد و از غم و اندوه درونی آنان سخن می‌گوید. همچنین، امید به دیدار یار را به عنوان نقطهٔ روشنی در این تاریکی مطرح می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با توصیف رنج و اندوه، ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک مضامین امیدواری در میان سختی‌ها وجود دارد.

غزل ۲۸۵ - بیا، تا بیدلان را زار بینی

بیا، تا بیدلان را زار بینی
روان خستگان افکار بینی ۱

تن درماندگان رنجور یابی
دل بیچارگان بیمار بینی ۲

به کوی عاشقان خود گذر کن
که مشتاقان خود را زار بینی ۳

میان خاک و خون افتاده حیران
زهر جانب دو صد خونخوار بینی ۴

بسا جان عزیز مستمندان
که بر خاک در خود خوار بینی ۵

یکی اندر دل زار ضعیفان
نظر کن، تا غم و تیمار بینی ۶

نبینی هیچ شادی در دل ما
ولی اندوه و غم بسیار بینی ۷

دلا، با این همه امید دربند
که هم روزی رخ دلدار بینی ۸

چو افتادی، عراقی، رو مگردان
اگر خواهی که روی یار بینی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۸۴ - نگویی باز: کای غم خوار چونی؟
گوهر بعدی:غزل ۲۸۶ - ای خوشتر از جان، آخر کجایی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.