هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر به زیبایی و جمال معشوق خود اشاره میکند و از عشق و شیدایی خود میگوید. او توصیف میکند که زیبایی معشوق آنقدر زیاد است که حتی خورشید در مقابل آن شرمسار میشود و زبان شاعر از توصیف آن ناتوان است. شاعر تأکید میکند که بدون دیدن معشوق، تحمل شکیبایی برایش ممکن نیست.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
غزل ۲۸۷ - ای ربوده دلم به رعنایی
ای ربوده دلم به رعنایی
این چه لطف است و آن چه زیبایی؟ ۱
بیم آن است کز غم عشقت
سر بر آرد دلم به شیدایی ۲
از خجالت خجل شود خورشید
گر تو برقع ز روی بگشایی ۳
زیر برقع چو آفتاب منیر
اندر ابر لطیف پیدایی ۴
در جمالت لطافتی است که آن
در نیابد کمال بینایی ۵
منقطع میشود زبان مرا
پیش وصف رخ تو گویایی ۶
آن ملاحت که حسن روی توراست
کس نبیند، مگر که بنمایی ۷
نیست بیروی تو عراقی را
بیش ازین طاقت شکیبایی ۸
این چه لطف است و آن چه زیبایی؟ ۱
بیم آن است کز غم عشقت
سر بر آرد دلم به شیدایی ۲
از خجالت خجل شود خورشید
گر تو برقع ز روی بگشایی ۳
زیر برقع چو آفتاب منیر
اندر ابر لطیف پیدایی ۴
در جمالت لطافتی است که آن
در نیابد کمال بینایی ۵
منقطع میشود زبان مرا
پیش وصف رخ تو گویایی ۶
آن ملاحت که حسن روی توراست
کس نبیند، مگر که بنمایی ۷
نیست بیروی تو عراقی را
بیش ازین طاقت شکیبایی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۵۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۶ - ای خوشتر از جان، آخر کجایی؟
گوهر بعدی:غزل ۲۸۸ - بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.