هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و نیاز شدید خود به معشوق سخن میگوید. او از اندوه بیپایان خود مینالد و آرزو میکند که هرگز از معشوق جدا نشود. شاعر از ضعف و ناتوانی خود در برابر عشق میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند. در نهایت، او تأکید میکند که در هر حالتی، چه با اهانت و چه با احترام، از معشوق گذر نخواهد کرد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل
ای شده چشم جان من به تو باز
از تو در دل نیاز و در جان آز ۱
شب اندوه من نگردد روز
تا نبینم جمال روی تو باز ۲
تو ز فارغی و ما داریم
بر درت سر بر آستان نیاز ۳
در دلم آرزوی عشق تو را
نیست انجام، اگر بود آغاز ۴
مرغ جانم ز آشیانهٔ تن
جز به کویت کجا کند پرواز؟ ۵
بیش ازینم ز خویش دور مدار
تا نگردد دریده پردهٔ راز ۶
آخر، ای آفتاب جان افروز
سایهای بر من ضعیف انداز ۷
از تو ما را گذر نخواهد بود
گر اهانت کنی وگر اعزاز ۸
در غمت هر نفس عراقی را
با خیالت حکایتی است دراز ۹
از تو در دل نیاز و در جان آز ۱
شب اندوه من نگردد روز
تا نبینم جمال روی تو باز ۲
تو ز فارغی و ما داریم
بر درت سر بر آستان نیاز ۳
در دلم آرزوی عشق تو را
نیست انجام، اگر بود آغاز ۴
مرغ جانم ز آشیانهٔ تن
جز به کویت کجا کند پرواز؟ ۵
بیش ازینم ز خویش دور مدار
تا نگردد دریده پردهٔ راز ۶
آخر، ای آفتاب جان افروز
سایهای بر من ضعیف انداز ۷
از تو ما را گذر نخواهد بود
گر اهانت کنی وگر اعزاز ۸
در غمت هر نفس عراقی را
با خیالت حکایتی است دراز ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:سر آغاز - ای هوای تو مونس جانم
گوهر بعدی:مثنوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.