هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از احساس تنهایی، آرزوهای بربادرفته و حال خراب خود مینالد. همچنین به تأثیرات عمیق عشق بر روح و روان اشاره میکند و از بیتوجهی دیگران به حالش شکایت دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین ممکن است برخی از مفاهیم مانند رنج عاشقانه یا احساس تنهایی برای نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد.
غزل ۴ - نداد عشق گریبان به دست کس ما را
نداد عشق گریبان به دست کس ما را
گرفت این می پرزور، چون عسس ما را ۱
به گرد خاطر ما آرزو نمیگردید
لب تو ریخت به دل، رنگ صد هوس ما را ۲
خراب حالی ما لشکری نمیخواهد
بس است آمدن و رفتن نفس ما را ۳
تمام روز ازان همچو شمع خاموشیم
که خرج آه سحر میشود نفس ما را ۴
غریب گشت چنان فکرهای ما صائب
که نیست چشم به تحسین هیچ کس ما را ۵
گرفت این می پرزور، چون عسس ما را ۱
به گرد خاطر ما آرزو نمیگردید
لب تو ریخت به دل، رنگ صد هوس ما را ۲
خراب حالی ما لشکری نمیخواهد
بس است آمدن و رفتن نفس ما را ۳
تمام روز ازان همچو شمع خاموشیم
که خرج آه سحر میشود نفس ما را ۴
غریب گشت چنان فکرهای ما صائب
که نیست چشم به تحسین هیچ کس ما را ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۶۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳ - بی قدر ساخت خود را، نخوت فزود ما را
گوهر بعدی:غزل ۵ - اگر به بندگی ارشاد میکنیم تو را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.