هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر غم و اندوه عمیق شاعر است که با تصاویر شاعرانه‌ای مانند سیل، مرغ، کهربا، و برگ لاله، احساساتش را بیان می‌کند. شاعر از عشق، رنج، و ناامیدی سخن می‌گوید و در نهایت به کناره‌گیری از جمع اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و مفاهیم عرفانی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

غزل ۴۴ - بار غم از دلم می گلرنگ برنداشت

بار غم از دلم می گلرنگ برنداشت
این سیل هرگز از ره من سنگ برنداشت

از شور عشق، سلسله‌جنبان عالمم
مرغی مرا ندید که آهنگ برنداشت

شد کهربا به خون جگر لعل آبدار
از می خزان چهرهٔ ما رنگ برنداشت

یارب شود چو دست سبو، خشک زیر سر!
دستی که در شکستن من سنگ برنداشت

چون برگ لاله گرچه به خون غوطه‌ها زدیم
بخت سیه ز دامن ما چنگ برنداشت

صائب ز بزم عقده‌گشایان کناره کرد
ناز نسیم، غنچهٔ دلتنگ برنداشت
کانال گوهرین در ایتا
۶۹۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۳ - مبند دل به حیاتی که جاودانی نیست
گوهر بعدی:غزل ۴۵ - کنون که از کمر کوه، موج لاله گذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.