خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از ترس‌های مختلف خود سخن می‌گوید، از جمله ترس از عشق، خیانت، غفلت، خطرات پنهان، و ناامنی‌های زندگی. او همچنین از دوستان ناراست و طبیعت ناهموار انسان‌ها می‌ترسد و تجربیات خود را از خوبی و بدی بیان می‌کند.

متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند خیانت و ناامنی نیاز به درک بالاتری از زندگی و روابط انسانی دارند.

مشاهده کامل

غزل ۱۰۸ - ز خال عنبرین افزون ز زلف یار میترسم

ز خال عنبرین افزون ز زلف یار می ترسم
همه از مار و من از مهرهٔ این مار می ترسم ۱

ز خواب غفلت صیاد ایمن نیستم از جان
شکار لاغرم از تیغ لنگردار می ترسم ۲

خطر در آب زیر کاه بیش از بحر می باشد
من از همواری این خلق ناهموار می ترسم ۳

ز بس نامردمی از چشم نرم دوستان دیدم
اگر بر گل گذارم پا ز زخم خار می ترسم ۴

ز تیر راست رو چشم هدف چندان نمی ترسم
که من از گردش گردون کج رفتار می ترسم ۵

بلای مرغ زیرک دام زیر خاک می باشد
ز تار سبحه بیش از رشتهٔ زنّار می ترسم ۶

بد از نیکان و نیکی از بدان بس دیده‌ام صائب
ز خار بی‌گل افزون از گل بی‌خار می ترسم ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۰۷ - نه چون بید از تهیدستی درین گلزار می‌لرزم
گوهر بعدی:غزل ۱۰۹ - از روی نرم، سرزنش خار می‌کشم
نظرها و حاشیه ها ۱
مهدی سیدحسینی
۱۴۰۲/۱/۲۱ ۱۷:۰۸

نه از آتشفشان لشگر اشرار می ترسم
نه از رفتن به جنگ نرم استکبار می ترسم

هوای شهر وقتی می شود آلوده و سربی
بدون شبهه از بوسیدن دلدار می ترسم