هوش مصنوعی:
در این متن، شاعر از رها کردن اختیار خود در برابر وسوسهها و جذابیتهای دنیوی سخن میگوید. او از تشبیهاتی مانند صهبا، دریا، کوه و سیل استفاده میکند تا نشان دهد چگونه در برابر این جذابیتها تسلیم شده و کنترل خود را از دست داده است. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که بهشت واقعی در همین دنیا یافت میشود و از دنیای مادی رویگردان میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۲۹ - ما اختیار خویش به صهبا گذاشتیم
ما اختیار خویش به صهبا گذاشتیم
سر بر خط پیاله چو مینا گذاشتیم ۱
آمد چو موج، دامن ساحل به دست ما
تا اختیار خویش به دریا گذاشتیم ۲
از جبههٔ گشاده گرانی رود ز دل
چون کوه سر به دامن صحرا گذاشتیم ۳
چون سیل، گرد کلفت ما هر قدم فزود
تا پای در خرابهٔ دنیا گذاشتیم ۴
از دست رفت دل به نظر باز کردنی
این طفل را عبث به تماشا گذاشتیم ۵
صائب بهشت نقد درین نشاه یافتیم
تا دست رد به سینهٔ دنیا گذاشتیم ۶
سر بر خط پیاله چو مینا گذاشتیم ۱
آمد چو موج، دامن ساحل به دست ما
تا اختیار خویش به دریا گذاشتیم ۲
از جبههٔ گشاده گرانی رود ز دل
چون کوه سر به دامن صحرا گذاشتیم ۳
چون سیل، گرد کلفت ما هر قدم فزود
تا پای در خرابهٔ دنیا گذاشتیم ۴
از دست رفت دل به نظر باز کردنی
این طفل را عبث به تماشا گذاشتیم ۵
صائب بهشت نقد درین نشاه یافتیم
تا دست رد به سینهٔ دنیا گذاشتیم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۵۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۸ - ما ز غفلت رهزنان را کاروان پنداشتیم
گوهر بعدی:غزل ۱۳۰ - ما خنده را به مردم بیغم گذاشتیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.