هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر تجربه‌ای عرفانی و فلسفی است. شاعر از خواب و بیداری، عدم و وجود، و سفر روحانی سخن می‌گوید. او از جستجوی معنا و حقیقت می‌گوید که در نهایت به عشق و شناخت الهی منجر می‌شود. تصاویری مانند خواب بهار، شبنم، و خانه‌ای پردازش‌شده با سیل، همگی به مفاهیم عمیق و نمادین اشاره دارند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادها و استعاره‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی ادبی دارد.

غزل ۱۳۵ - صبح در خواب عدم بود که بیدار شدیم

صبح در خواب عدم بود که بیدار شدیم
شب سیه مست فنا بود که هشیار شدیم ۱

پای ما نقطه صفت در گرو دامن بود
به تماشای تو سرگشته چو پرگار شدیم ۲

به شکار آمده بودیم ز معمورهٔ قدس
دانهٔ خال تو دیدیم، گرفتار شدیم ۳

خانه پردازتر از سیل بهاران بودیم
لنگرانداخت خرد، خانه نگهدار شدیم ۴

نرود دیدهٔ شبنم به شکر خواب بهار
عبث افسانه‌طراز دل بیدار شدیم ۵

عالم بیخبری طرفه بهشتی بوده است
حیف و صد حیف که ما دیر خبردار شدیم ۶

صائب از کاسهٔ دریوزهٔ ما ریزد نور
تا گدای در شه قاسم انوار شدیم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۱۱۳۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۴ - جز غبار از سفر خاک چه حاصل کردیم؟
گوهر بعدی:غزل ۱۳۶ - گر چه از وعدهٔ احسان فلک پیر شدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.