هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر نگاهی فلسفی به زندگی و تقدیر است. شاعر با بیانی تمثیلی از گذر عمر، ناکامی‌ها و تسلیم در برابر سرنوشت سخن می‌گوید. او از نعمت‌های ناکام، جوانی از دست رفته و رضایت به قضا و قدر می‌سراید، اما در عین حال به آرامش درونی و پذیرش زندگی اشاره دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر، مانند تقدیر، گذر زمان و تسلیم در برابر سرنوشت، برای درک و ارتباط بهتر نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. نوجوانان در این سن معمولاً توانایی تحلیل چنین مضامینی را پیدا می‌کنند.

غزل ۱۳۶ - گر چه از وعدهٔ احسان فلک پیر شدیم

گر چه از وعدهٔ احسان فلک پیر شدیم
نعمتی بود که از هستی خود سیر شدیم

نیست زین سبز چمن کلفت ما امروزی
غنچه بودیم درین باغ، که دلگیر شدیم

گر چه از کوشش تدبیر نچیدیم گلی
اینقدر بود که تسلیم به تقدیر شدیم

دل خوش مشرب ما داشت جوان عالم را
شد جهان پیر، همان روز که ما پیر شدیم

تن ندادیم به آغوش زلیخای هوس
راضی از سلسلهٔ زلف به زنجیر شدیم

صلح کردیم به یک نفس ز نقاش جهان
محو یک چهره چو آیینهٔ تصویر شدیم

صائب آن طفل یتیمیم در آغوش جهان
که به دریوزه به صد خانه پی شیر شدیم
کانال گوهرین در ایتا
۵۰۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۵ - صبح در خواب عدم بود که بیدار شدیم
گوهر بعدی:غزل ۱۳۷ - ما تازه روی چون صدف از دانهٔ خودیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.