هوش مصنوعی:
در این شعر، شاعر از ناکامیها و پشیمانیهای زندگی خود میگوید. او با تصاویری مانند خورشید، شمع، و گل، احساس بیثمری و عدم دستیابی به آرزوها را بیان میکند. شاعر از این که با وجود تلاشهای فراوان، به جایگاهی نرسیده و حاصلی از عمر خود ندیده، اظهار تأسف میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارههای به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۱۳۹ - چندان که چو خورشید به آفاق دویدیم
چندان که چو خورشید به آفاق دویدیم
ما پیر به روشندلی صبح ندیدیم ۱
یک بار نجست از دل ما ناوک آهی
از بار گنه همچو کمان گر چه خمیدیم ۲
چون شمع درین انجمن از راستی خویش
غیر از سر انگشت ندامت نگزیدیم ۳
افسوس که با دیدهٔ بیدار چو سوزن
خار از قدم آبله پایی نکشیدیم ۴
از آب روان ماند به جا سبزه و گلها
ما حاصل ازین عمر سبکسیر ندیدیم ۵
بیرون ننهادیم ز سر منزل خود پای
چندان که درین دایره چون چشم بریدیم ۶
هر چند چو گل گوش فکندیم درین باغ
حرفی که برد راه به جایی، نشنیدیم ۷
صائب به مقامی نرسیدیم ز پستی
از خاک چو نی گر چه کمربسته دمیدیم ۸
ما پیر به روشندلی صبح ندیدیم ۱
یک بار نجست از دل ما ناوک آهی
از بار گنه همچو کمان گر چه خمیدیم ۲
چون شمع درین انجمن از راستی خویش
غیر از سر انگشت ندامت نگزیدیم ۳
افسوس که با دیدهٔ بیدار چو سوزن
خار از قدم آبله پایی نکشیدیم ۴
از آب روان ماند به جا سبزه و گلها
ما حاصل ازین عمر سبکسیر ندیدیم ۵
بیرون ننهادیم ز سر منزل خود پای
چندان که درین دایره چون چشم بریدیم ۶
هر چند چو گل گوش فکندیم درین باغ
حرفی که برد راه به جایی، نشنیدیم ۷
صائب به مقامی نرسیدیم ز پستی
از خاک چو نی گر چه کمربسته دمیدیم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۶۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۸ - ما در شکست گوهر یکدانهٔ خودیم
گوهر بعدی:غزل ۱۴۰ - چشم امید به مژگانتر خود داریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.