هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند شمع، زلف، ستارهها و مرغ قفس، به بیان احساسات عاشقانه، دردهای روحی و جستجوی معنویت میپردازد. شاعر از عشق، جدایی، رزق و روزی، و هنر شاعری سخن میگوید و در پایان از مولوی برای الهام گرفتن یاد میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد روحی و جستجوی معنویت نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۷۲ - ای شمع طور از آتش حسنت زبانهای
ای شمع طور از آتش حسنت زبانهای
عالم به دور زلف تو زنجیر خانهای ۱
شد سبز و خوشه کرد و به خرمن کشید رخت
زین بیشتر چگونه کند سعی، دانهای؟ ۲
از هر ستاره، چشم بدی در کمین ماست
با صد هزار تیر چه سازد نشانهای؟ ۳
چون باد صبح، رزق من از بوی گل بود
مرغ قفس نیم که بسازم به دانهای ۴
ناف مرا به نغمهٔ عشرت بریدهاند
چون نی نمیزنم نفس بیترانهای ۵
صائب فسردهایم، بیا در میان فکن
از قول مولوی غزل عاشقانهای ۶
عالم به دور زلف تو زنجیر خانهای ۱
شد سبز و خوشه کرد و به خرمن کشید رخت
زین بیشتر چگونه کند سعی، دانهای؟ ۲
از هر ستاره، چشم بدی در کمین ماست
با صد هزار تیر چه سازد نشانهای؟ ۳
چون باد صبح، رزق من از بوی گل بود
مرغ قفس نیم که بسازم به دانهای ۴
ناف مرا به نغمهٔ عشرت بریدهاند
چون نی نمیزنم نفس بیترانهای ۵
صائب فسردهایم، بیا در میان فکن
از قول مولوی غزل عاشقانهای ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۱ - ای جهانی محو رویت، محو سیمای کهای؟
گوهر بعدی:غزل ۱۷۳ - گر درد طلب رهبر این قافله بودی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.