هوش مصنوعی: این شعر از عشق نافرجام، دل‌شکستگی و رنج‌های عاشقانه سخن می‌گوید. شاعر از بی‌وفایی معشوق، درد دوری و ناامیدی در عشق می‌نالد و به تصاویری مانند تیر غمزه، دل مجروح و گل بی‌وفا اشاره می‌کند. همچنین، از ستم‌های معشوق و ناتوانی در رسیدن به او شکایت دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق مانند دل‌شکستگی و ناامیدی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌های ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال نامفهوم باشد.

غزل ۱۸ - ز غمزه، چشم تو یک تیر در کمان نگذاشت

ز غمزه، چشم تو یک تیر در کمان نگذاشت
که اول از دل مجروح من نشان نگذاشت ۱

ز بی‌وفایی گل بود مرغ دل آگاه
از آن به گلبن این گلشن آشیان نگذاشت ۲

ز شوق دیدن آن گل، ستم نگر که شدم
رضا به رخنهٔ دیوار و باغبان نگذاشت ۳

رسید کار به جایی که یار بگذارد
ز لطف بر دل من دستی، آسمان نگذاشت ۴

ز ناز بر دل پیر و جوان در این محفل
کدام داغ که آن نازنین جوان نگذاشت ۵

شکایتی ز سگانت نبود هاتف را
بر آستان تواش جور پاسبان نگذاشت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷ - قاصد به خاک بر سر کویش فتاده کیست
گوهر بعدی:غزل ۱۹ - هرگزم امید و بیم از وصل و هجر یار نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.