هوش مصنوعی:
این شعر از بیدل، به موضوع عشق و بیوفایی، رنجهای عاشقانه و بیتوجهی معشوق میپردازد. شاعر از نبود وفا و محبت در دیگران شکایت دارد و بیان میکند که با وجود تمام جفاها، هنوز هم عشق و اشتیاق در دلش باقی است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و جفا نیاز به درک بالاتری از زندگی و احساسات دارند.
غزل ۳۱ - در پیش بیدلان جان، قدری چنان ندارد
در پیش بیدلان جان، قدری چنان ندارد
آری کسی که دل داد پروای جان ندارد ۱
پرسی ز من که دارد؟ زان بینشان نشانی
هر کس ازو نشانی دارد نشان ندارد ۲
یک جو وفا ندیدم از روی خوب هرگز
دیدم تمام هر کس این دارد آن ندارد ۳
بر من نه از ترحم کم کرده یار بیداد
تاب جفا ازین بیش در من گمان ندارد ۴
هاتف غلامی تو خواهد بخر به هیچش
این کار اگر ندارد سودی، زیان ندارد ۵
آری کسی که دل داد پروای جان ندارد ۱
پرسی ز من که دارد؟ زان بینشان نشانی
هر کس ازو نشانی دارد نشان ندارد ۲
یک جو وفا ندیدم از روی خوب هرگز
دیدم تمام هر کس این دارد آن ندارد ۳
بر من نه از ترحم کم کرده یار بیداد
تاب جفا ازین بیش در من گمان ندارد ۴
هاتف غلامی تو خواهد بخر به هیچش
این کار اگر ندارد سودی، زیان ندارد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۶۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰ - با حریفان چو نشینی و زنی جامی چند
گوهر بعدی:غزل ۳۲ - کدام عهد نکویان عهد ما بستند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.