هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و هجران سخن میگوید و به صبر در برابر دوری توصیه میکند. همچنین، به ستایش از معشوق و بیان آرزوهای خود میپردازد و از بیداد روزگار شکایت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم مورد استفاده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۸۳ - ای که مشتاق وصل دلبندی
ای که مشتاق وصل دلبندی
صبر کن بر مفارقت چندی ۱
باش آمادهٔ غم شب هجر
ای که در روز وصل خرسندی ۲
بندگان را تفقدی فرمای
تو که بر خسروان خداوندی ۳
تو بمانی به کام دل، گر مرد
در تمنایت آرزومندی ۴
چشم بد دور از رخت که نزاد
مادر دهر چون تو فرزندی ۵
رخشی بیداد تاختی چندان
که غبار مرا پراکندی ۶
کی شدی هاتف این چنین رسوا
گر شنیدی ز ناصحی پندی ۷
صبر کن بر مفارقت چندی ۱
باش آمادهٔ غم شب هجر
ای که در روز وصل خرسندی ۲
بندگان را تفقدی فرمای
تو که بر خسروان خداوندی ۳
تو بمانی به کام دل، گر مرد
در تمنایت آرزومندی ۴
چشم بد دور از رخت که نزاد
مادر دهر چون تو فرزندی ۵
رخشی بیداد تاختی چندان
که غبار مرا پراکندی ۶
کی شدی هاتف این چنین رسوا
گر شنیدی ز ناصحی پندی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۲ - شستم ز میدر پای خم، دامن ز هر آلودگی
گوهر بعدی:غزل ۸۴ - کوی جانان از رقیبان پاک بودی کاشکی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.