هوش مصنوعی: شاعر در این متن از رنج‌ها و ناامیدی‌های عاشقانه خود می‌گوید. او با وجود جفا و بی‌وفایی معشوق، همچنان به عشق و وفاداری خود پایبند است. غم و اندوه ناشی از این عشق، زندگی او را تحت تأثیر قرار داده و امیدش را نابود کرده است. در پایان، شاعر به ستایش از معشوق (ضیاء السلطنه خاتون) می‌پردازد.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و غمگین است که درک آن‌ها به بلوغ عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل - جفا و جور تو عمری بدین امید کشیدم ...

جفا و جور تو عمری بدین امید کشیدم
که بینم از تو وفایی گذشت عمر و ندیدم ۱

سزای آن که تو را برگزیدم از همه عالم
ملامت همه عالم ببین چگونه شنیدم ۲

اگر چه سست بود عهد نیکوان اما
به سست عهدیت ای مه ندیدم و نشنیدم ۳

دلم شکستی و عهد تو سنگدل نشکستم
ز من بریدی و مهر از تو بی‌وفا نبریدم ۴

زدی به تیغ جفایم فغان که نیست گناهی
جز این که بار جفایت به دوش خویش کشیدم ۵

تهی نگشت ز زهر غم تو ساغر عیشم
از آن زمان که شراب محبت تو چشیدم ۶

کنون ز ریزش ابر عطاش رشحه چه حاصل
چنین که برق غمش سوخت کشتزار امیدم ۷

ز جام عشق چو بیخود شدم چه جای شرابم
ز مدح شاه چو سر خوش شدم چه جای نبیدم ۸

ضیاء السلطنه خاتون روزگار که گوید
سپهر بر درش از بهر سجده باز خمیدم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:از یک قصیده
گوهر بعدی:از یک غزل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.