هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات بیان می‌کند که عشق مانند خون در رگ‌هایش جریان یافته و او را از خود خالی کرده و با وجود معشوق پر کرده است. تمام اجزای وجودش به معشوق تعلق دارد و تنها نامی از خود باقی مانده و بقیه‌اش معشوق است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد و نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

رباعی ۱۱۲ - عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست

عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست ۱

اجزای وجودم همگی دوست گرفت
نامیست ز من بر من و باقی همه اوست ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
کانال گوهرین در ایتا
۶۳۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:رباعی ۱۱۱ - شب آمد و باز رفتم اندر غم دوست
گوهر بعدی:رباعی ۱۱۳ - غازی به ره شهادت اندر تک و پوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.