هوش مصنوعی:
این متن بیانگر درد و اندوه ناشی از جدایی و فراق است. شاعر از دستی که با ناز در موهای معشوق چنگ زده و چشمی که با نگاهش زنگ دل را زدوده، یاد میکند. سپس به بیان رنج خود پس از جدایی میپردازد: چشمی که بیتو به خون گریه میکند و دستی که بیتو سینه را بر سنگ میکوبد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
رباعی ۳۹۳ - دستی که زدی به ناز در زلف تو چنگ
دستی که زدی به ناز در زلف تو چنگ
چشمی که زدیدنت زدل بردی زنگ ۱
آن چشم ببست بی توام دیده به خون
و آن دست بکوفت بی توام سینه به سنگ ۲
چشمی که زدیدنت زدل بردی زنگ ۱
آن چشم ببست بی توام دیده به خون
و آن دست بکوفت بی توام سینه به سنگ ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۵۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۳۹۲ - در عشق تو ای نگار پر کینه و جنگ
گوهر بعدی:رباعی ۳۹۴ - پرسید کسی منزل آن مهر گسل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.