هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از محتشم کاشانی، بیانگر درد عشق و فراق است. شاعر از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دیگران سخن میگوید، اما تأکید دارد که لطف و توجه معشوق باید ویژه او باشد. همچنین، او از رنج دوری و بیتوجهی معشوق شکایت کرده و مرگ را به زندگی ترجیح میدهد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات به رنج و مرگ، برای درک بهتر نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۱۷ - حسن تو چند زینت هر انجمن بود
حسن تو چند زینت هر انجمن بود
روی تو چند آینهٔ مرد و زن بود ۱
تیر نظر به غیر میفکن که هست حیف
شیرافکن آهوی تو که روبه فکن بود ۲
لطفی ندید غیر که مخصوص او نبود
لطفی به من نمای که مخصوص من بود ۳
ای در بر رقیب چو جان مانده تا به کی
جان هزار دل شده در یک بدن بود ۴
من سینهچاک و پیش تو بی درد در حساب
آن چاکهای سینه که در پیرهن بود ۵
تا غیر خاص خویش نداند حدیث او
راضی شدم که با همهکس در سخن بود ۶
اوقات اگر چنین گذرد محتشم مدام
مردن هزار بار به از زیستن بود ۷
روی تو چند آینهٔ مرد و زن بود ۱
تیر نظر به غیر میفکن که هست حیف
شیرافکن آهوی تو که روبه فکن بود ۲
لطفی ندید غیر که مخصوص او نبود
لطفی به من نمای که مخصوص من بود ۳
ای در بر رقیب چو جان مانده تا به کی
جان هزار دل شده در یک بدن بود ۴
من سینهچاک و پیش تو بی درد در حساب
آن چاکهای سینه که در پیرهن بود ۵
تا غیر خاص خویش نداند حدیث او
راضی شدم که با همهکس در سخن بود ۶
اوقات اگر چنین گذرد محتشم مدام
مردن هزار بار به از زیستن بود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶ - تبارک الله ازین پادشاه وش صنمی
گوهر بعدی:شماره ۱۸ - آزردهام به شکوه دل دلستان خود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.