هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجش و آزردگی خود از زبان و رفتار دیگران میگوید. او از تیغ زبان، انتقام، غصه، و درشتی دیگران شکایت دارد و احساس میکند که توسط اطرافیان مورد بیاحترامی قرار گرفته است. همچنین، او از مرگ و رنجشهای عاطفی سخن میگوید و احساس میکند که توسط یاران خود طرد شده است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی مانند رنجش، انتقام، و مرگ است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به درک و تجربهٔ بیشتری دارد.
شماره ۱۸ - آزردهام به شکوه دل دلستان خود
آزردهام به شکوه دل دلستان خود
کو تیغ که انتقام کشم از زبان خود ۱
تیغ زبان برو چو کشیدم سرم مباد
چون لاله گر زبان نکشم از دهان خود ۲
انگیختم غباری و آزردمش به جان
خاکم به سر ببین که چه کردم به جان خود ۳
از غصهٔ درشتی خود با سگان او
خواهم به سنگ نرم کنم استخوان خود ۴
جلاد مرگ گیرد اگر آستین من
بهتر که او براندم از آستان خود ۵
خود را به بزمش ارفکنم بعد قتل من
مشکل که بگذرد ز سر پاسبان خود ۶
بر آتشم نشاند و ز خاطر برون نکرد
آن حرفها که ساخته خاطر نشان خود ۷
دایم به زود رنجی او داشتم گمان
کردم یقین به یک سخن آخر گمان خود ۸
شک نیست محتشم که به این جرم میکنند
ما را سگان یار برون از میان خود ۹
کو تیغ که انتقام کشم از زبان خود ۱
تیغ زبان برو چو کشیدم سرم مباد
چون لاله گر زبان نکشم از دهان خود ۲
انگیختم غباری و آزردمش به جان
خاکم به سر ببین که چه کردم به جان خود ۳
از غصهٔ درشتی خود با سگان او
خواهم به سنگ نرم کنم استخوان خود ۴
جلاد مرگ گیرد اگر آستین من
بهتر که او براندم از آستان خود ۵
خود را به بزمش ارفکنم بعد قتل من
مشکل که بگذرد ز سر پاسبان خود ۶
بر آتشم نشاند و ز خاطر برون نکرد
آن حرفها که ساخته خاطر نشان خود ۷
دایم به زود رنجی او داشتم گمان
کردم یقین به یک سخن آخر گمان خود ۸
شک نیست محتشم که به این جرم میکنند
ما را سگان یار برون از میان خود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷ - حسن تو چند زینت هر انجمن بود
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - دل میشود هر روز خون تا او ز دل بیرون شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.