هوش مصنوعی:
این شعر از محتشم کاشانی بیانگر درد و رنج عاشقانه و عشق نافرجام است. شاعر از غمها و رنجهای عشق سخن میگوید و از بیوفایی معشوق شکایت دارد. همچنین، اشارههایی به حسادت، غضب، و رنجهای روحی ناشی از عشق دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق، رنجهای عشق، و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد یا نیاز به بلوغ عاطفی داشته باشد.
غزل ۲۷ - شوم هلاک چو غیری خورد خدنگ تو را
شوم هلاک چو غیری خورد خدنگ تو را
که دانم آشتئی در قفاست جنگ تو را ۱
که کرده پیش تو اظهار سوز ما امروز
که آتش غضب افروخته است رنگ تو را ۲
مصوران قلم از مو کنند تا نکشند
زیاده از سرموئی دهان تنگ تو را ۳
زمان کنم افزون جراحت تن خویش
ز بس که بوسه زنم زخمهای سنگ تو را ۴
جریدهٔ گرد من امشب گرت رفیقی نیست
چه باعث است به ره دمبدم درنگ تو را ۵
به مدعی پر و بالی مده که پروازش
بباد بر دهد ای سرو نام و ننگ تو را ۶
ز حرف پر دلی محتشم پرست جهان
ز بس که جای به دل میدهد خدنگ تو را ۷
که دانم آشتئی در قفاست جنگ تو را ۱
که کرده پیش تو اظهار سوز ما امروز
که آتش غضب افروخته است رنگ تو را ۲
مصوران قلم از مو کنند تا نکشند
زیاده از سرموئی دهان تنگ تو را ۳
زمان کنم افزون جراحت تن خویش
ز بس که بوسه زنم زخمهای سنگ تو را ۴
جریدهٔ گرد من امشب گرت رفیقی نیست
چه باعث است به ره دمبدم درنگ تو را ۵
به مدعی پر و بالی مده که پروازش
بباد بر دهد ای سرو نام و ننگ تو را ۶
ز حرف پر دلی محتشم پرست جهان
ز بس که جای به دل میدهد خدنگ تو را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶ - مالک المک شوم چون ز جنون هامون را
گوهر بعدی:غزل ۲۸ - با چنین جرمی نراندم از دل ویران تو را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.