هوش مصنوعی:
این شعر از محتشم کاشانی بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است که تغییر کرده و دیگر مانند گذشته نیست. شاعر از بیتوجهی معشوق، تغییر رفتار او و نبودن آن صمیمیت و گرمی سابق شکایت دارد. همچنین، او به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند که هنوز وجود دارد، اما دیگر آن صفا و صداقت گذشته را ندارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.
غزل ۹۹ - دلت امروز به جا نیست دگر چیزی هست
دلت امروز به جا نیست دگر چیزی هست
سنبلت را سرما نیست دگر چیزی هست ۱
آن که دیشب به من گفت و ز بزمش راندی
از تو امروز جدا نیست دگر چیزی هست ۲
طوطی نطق حریفان همه لال است و به کس
خلقت آئینهنما نیست دگر چیزی هست ۳
بزم حالیست ز نا محرم و از چهرهٔ راز
خاطرت پرده گشا نیست دگر چیزی هست ۴
سخنت با من و چشمت که سراپاست نگاه
بر من بی سرو پا نیست دگر چیزی هست ۵
عقل گفت این همه ناز است دگر چیزی نیست
غمزهاش گفت چرا نیست دگر چیزی هست ۶
محتشم این همه تلخی و ترش ابروئی
ناز آن حور لقا نیست دگر چیزی هست ۷
سنبلت را سرما نیست دگر چیزی هست ۱
آن که دیشب به من گفت و ز بزمش راندی
از تو امروز جدا نیست دگر چیزی هست ۲
طوطی نطق حریفان همه لال است و به کس
خلقت آئینهنما نیست دگر چیزی هست ۳
بزم حالیست ز نا محرم و از چهرهٔ راز
خاطرت پرده گشا نیست دگر چیزی هست ۴
سخنت با من و چشمت که سراپاست نگاه
بر من بی سرو پا نیست دگر چیزی هست ۵
عقل گفت این همه ناز است دگر چیزی نیست
غمزهاش گفت چرا نیست دگر چیزی هست ۶
محتشم این همه تلخی و ترش ابروئی
ناز آن حور لقا نیست دگر چیزی هست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۸ - گرچه بیش از حد امکان التفات یار هست
گوهر بعدی:غزل ۱۰۰ - در ظل همائی که بر او میل جهانی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.