هوش مصنوعی:
این شعر از محتشم کاشانی، بیانگر حالات عاشقانه و دلباختگی است. شاعر از بیاختیاری دل در مقابل معشوق، تغافل و ناز او، و ناتوانی در کنترل احساساتش سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند مرگ (اجل)، مستی عشق، و رازداری اشاره دارد. در نهایت، شاعر از فریاد کشیدن و نالههای عاشقانه میگوید که کسی به آن گوش نمیدهد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ و مستی عشق نیاز به بلوغ فکری دارند.
غزل ۱۱۳ - با بد آموزت مگر قانون الفت ساز نیست
با بد آموزت مگر قانون الفت ساز نیست
که امشب تیر تغافل در کمان ناز نیست ۱
مرغ دل کامد به سویت چون کنم ضبطش که هیچ
رشتهای برپای این گنجشک نوپرواز نیست ۲
ای اجل چندان که خواهی کامرانی کن که هست
دشت پر صید و خطا در شست صیدانداز نیست ۳
کرده از بیاختیاریهای مستی امشبم
مخزن رازی که خود هم محرم آن راز نیست ۴
بس که دل گم گشته در نخجیرگاه دلبران
نیست گنجشکی که رد چنگال صد شهباز نیست ۵
عشوه میخواهد به آن بزمم کشاند مو کشان
ناز میگوید مرو زحمت مکش در باز نیست ۶
محتشم فریاد میکن تا به تن آرد که هست
داد زن چندان که گوش کس برین آواز نیست ۷
که امشب تیر تغافل در کمان ناز نیست ۱
مرغ دل کامد به سویت چون کنم ضبطش که هیچ
رشتهای برپای این گنجشک نوپرواز نیست ۲
ای اجل چندان که خواهی کامرانی کن که هست
دشت پر صید و خطا در شست صیدانداز نیست ۳
کرده از بیاختیاریهای مستی امشبم
مخزن رازی که خود هم محرم آن راز نیست ۴
بس که دل گم گشته در نخجیرگاه دلبران
نیست گنجشکی که رد چنگال صد شهباز نیست ۵
عشوه میخواهد به آن بزمم کشاند مو کشان
ناز میگوید مرو زحمت مکش در باز نیست ۶
محتشم فریاد میکن تا به تن آرد که هست
داد زن چندان که گوش کس برین آواز نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۲ - گر با توام ز دیدن غیرم گزیر نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۱۴ - هرچند خون عاشق بیدل حلال نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.