هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر عشق عمیق و فداکاری شاعر به معشوق است. شاعر از جان گذشتگی و ایثار خود را در راه معشوق بیان میکند و مرگ در این راه را شیرین و مطلوب میداند. او عشق را بالاترین ارزش میداند و حتی در مرگ نیز آرزوی دیدار معشوق را دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به مرگ و فداکاری ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
غزل ۱۳۹ - به قصد جان من در جلوه آمد قد رعنایت
به قصد جان من در جلوه آمد قد رعنایت
به قربانت شوم جانا بمیرم پیش بالایت ۱
ازین بهتر نمیدانم طریق مهربانی را
که ننشینم ز پا تا جان دهم از مهر در پایت ۲
توانم آن زمان در عشق لاف دردمندی زد
که از درمان گریزم تا بمیرم در تمنایت ۳
خوش آن مردن که بر بالین خویشت بینم و باشد
اجل در قبض جان تن مضطرب من در تماشایت ۴
چو روز مرگ دوزندم کفن بهر سبکباری
روان کن جانب من تاری از جعد سمن سایت ۵
چو روی منکران عشق در محشر سیه گردد
نشان رو سفیدیهای ما بس داغ سودایت ۶
چه مردم کش نگاهست این که جان محتشم بادا
بلا گردان مژگان سیاه و چشم شهلایت ۷
به قربانت شوم جانا بمیرم پیش بالایت ۱
ازین بهتر نمیدانم طریق مهربانی را
که ننشینم ز پا تا جان دهم از مهر در پایت ۲
توانم آن زمان در عشق لاف دردمندی زد
که از درمان گریزم تا بمیرم در تمنایت ۳
خوش آن مردن که بر بالین خویشت بینم و باشد
اجل در قبض جان تن مضطرب من در تماشایت ۴
چو روز مرگ دوزندم کفن بهر سبکباری
روان کن جانب من تاری از جعد سمن سایت ۵
چو روی منکران عشق در محشر سیه گردد
نشان رو سفیدیهای ما بس داغ سودایت ۶
چه مردم کش نگاهست این که جان محتشم بادا
بلا گردان مژگان سیاه و چشم شهلایت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۹۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۸ - کدام سرو ز سنبل نهاده بند به پایت
گوهر بعدی:غزل ۱۴۰ - زهی گشوده کمند بلا سلاسل مویت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.