هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و فلسفی است که از عناصر طبیعت و جنگ‌اوری برای بیان احساسات و مفاهیم عمیق استفاده می‌کند. شاعر از عشق، زمانه، فتنه، و مفاهیم انتزاعی دیگر سخن می‌گوید و با تصاویر زیبا و استعاری، مخاطب را به تفکر وامیدارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق و استعاری است که درک آن‌ها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از واژگان و تصاویر به کار رفته نیاز به دانش ادبی و تجربهٔ زندگی بیشتری دارند.

غزل ۱۵۶ - چو یار تیغ ستیز از نیام کین بدر آرد

چو یار تیغ ستیز از نیام کین بدر آرد
زمانه دست تعدی ز آستین بدر آرد ۱

زند چو غمزهٔ و خویش را به لشگر دلها
کرشمه صد سپه فتنه از کمین بدر آرد ۲

اگر ز شعبدهٔ عشق گم شود دل خلقی
چو بنگری سر از آن جعد عنبرین بدر آرد ۳

امین عشق گذارد نگین مهر چو بر دل
ز خاک صبح جزا مهر آن زمین بدر آید ۴

پس از هزار محل جویمش جریده جویابم
فلک ز رشگ نگهبانی از زمین به در آرد ۵

نهان به کس منشین و چنان مکن که جنونم
گرفته دامنت از بزم عیش تن بدر آرد ۶

رسد نسیم گل پند محتشم به تو روزی
که سبزه است سر از اوراق یاسمین بدر آرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۵ - ای تو مجموعهٔ شوخی و سراپای تو شوخ
گوهر بعدی:غزل ۱۵۷ - رفتی جهان پناها اقبال رهبرت باد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.