هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از مفاهیمی مانند عشق، بیقراری، جفا، و رحمت سخن میگوید. شاعر از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند یاد میکند که آرامش را برهم میزند و دل را به بیقراری میکشاند. همچنین، به موضوعاتی مانند جفای معشوق، درد دل، و امید به مرحمت اشاره میشود.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۱۹۳ - چو عشق کوس سکون از گران عیاری زد
چو عشق کوس سکون از گران عیاری زد
قرار خیمه با صحرای بیقراری زد ۱
دو روز ماند عیار حضور قلب درست
ز اصل سکه چو برنقد کامکاری زد ۲
خوش آن نگار که چون کار و بار حسن آراست
حجاب در نظرش دم ز پرده داری زد ۳
نخست بر سر من تاخت هر شکار انداز
که بر سمند جفا طبل جان شکاری زد ۴
به دست مرحمتش کار مرهم آسان است
کسی که بر دل من این خدنگ کاری زد ۵
نرفت ناقه لیلی به خود سوی مجنون
کز آن طرف کشش دست در عماری زد ۶
نبرد بار به منزل چو محتشم ز جفا
کسی که پیش رخت لاف پردهداری زد ۷
قرار خیمه با صحرای بیقراری زد ۱
دو روز ماند عیار حضور قلب درست
ز اصل سکه چو برنقد کامکاری زد ۲
خوش آن نگار که چون کار و بار حسن آراست
حجاب در نظرش دم ز پرده داری زد ۳
نخست بر سر من تاخت هر شکار انداز
که بر سمند جفا طبل جان شکاری زد ۴
به دست مرحمتش کار مرهم آسان است
کسی که بر دل من این خدنگ کاری زد ۵
نرفت ناقه لیلی به خود سوی مجنون
کز آن طرف کشش دست در عماری زد ۶
نبرد بار به منزل چو محتشم ز جفا
کسی که پیش رخت لاف پردهداری زد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۲ - خوش آن شبی که ز رویش نقاب برخیزد
گوهر بعدی:غزل ۱۹۴ - چو گریم بی تو اشگم از بن مژگان فرو ریزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.