هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، توصیفی زیبا از معشوق و تأثیر حضور او بر جهان اطراف است. شاعر با تصاویر شاعرانه مانند ماه، آفتاب، گل و سنبل، زیبایی معشوق و تأثیر او را بر طبیعت و احساسات شاعر بیان میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل زیباییشناسی و ادبی این متن نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
غزل ۱۹۲ - خوش آن شبی که ز رویش نقاب برخیزد
خوش آن شبی که ز رویش نقاب برخیزد
گشاده روی سحرگه ز خواب برخیزد ۱
علیالصباح نشیند چو مه به مجلس می
شبانه با رخ چون آفتاب برخیزد ۲
ز تاب می گل رویش چنان برافروزد
که سنبل سر زلفش ز تاب برخیزد ۳
بیاد آن مه خرگه نشین چو بارم اشگ
به شکل خوی که از آن صد حباب برخیزد ۴
شبی بود که چو از خواب دیده بگشایم
به دیدهام تو نشینی و خواب برخیزد ۵
بهر زمین که خرامی چو آهوی مشگین
ز خاک رایحه مشگ ناب برخیزد ۶
چو محتشم ز دل گرم اگر برآرم آه
ز دود آن همه بوی کباب برخیزد ۷
گشاده روی سحرگه ز خواب برخیزد ۱
علیالصباح نشیند چو مه به مجلس می
شبانه با رخ چون آفتاب برخیزد ۲
ز تاب می گل رویش چنان برافروزد
که سنبل سر زلفش ز تاب برخیزد ۳
بیاد آن مه خرگه نشین چو بارم اشگ
به شکل خوی که از آن صد حباب برخیزد ۴
شبی بود که چو از خواب دیده بگشایم
به دیدهام تو نشینی و خواب برخیزد ۵
بهر زمین که خرامی چو آهوی مشگین
ز خاک رایحه مشگ ناب برخیزد ۶
چو محتشم ز دل گرم اگر برآرم آه
ز دود آن همه بوی کباب برخیزد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۱۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۱ - چراغی آمد و بر آفتاب پهلو زد
گوهر بعدی:غزل ۱۹۳ - چو عشق کوس سکون از گران عیاری زد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.