هوش مصنوعی: شاعر در این متن از ترس و نگرانی خود از برقراری صلح با یک فرد جنگجو می‌گوید. او بیان می‌کند که این فرد در جمع با او صحبت می‌کند، اما در خلوت از او دوری می‌جوید. شاعر از این رفتارها می‌ترسد و نگران است که مبادا صلحی که دیگران می‌خواهند برقرار کنند، به تحریک او تعبیر شود. همچنین، او از ترس خود از عواقب صلح با این فرد می‌گوید و اینکه ممکن است این صلح به ضرر او تمام شود.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و روان‌شناختی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار است. همچنین، موضوعاتی مانند ترس، نگرانی و پیچیدگی روابط انسانی نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۱۹۹ - ز بس کان جنگجو را احتزاز از صلح من باشد

ز بس کان جنگجو را احتزاز از صلح من باشد
نهان با من به خشم و آشکارا در سخن باشد ۱

چو با جمعی دچارم کرد از من صد سخن پرسد
چو تنها بیندم مهر سکوتش بر دهن باشد ۲

بتابد روی از من گر مرا در خلوتی بیند
کند روی سخن در من اگر در انجمن باشد ۳

بهر مجلس که باشد چون من آیم او رود بیرون
که ترسد محرمی در بند صلح انگیختن باشد ۴

به محفلها دلم لرزد ز صلح انگیزی مردم
که ترسم آن پری را حمل بر تحریک من باشد ۵

چو بوی آشتی در مجلس آید ترک آن مجلس
مرا لازم ز بیم خوی آن گل پیرهن باشد ۶

ز دهشت محتشم ترسم که دست از پای نشناسی
اگر روزی نصیبت صلح آن پیمان شکن باشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹۸ - گفتم تو را متاعی بهتر ز ناز باشد
گوهر بعدی:غزل ۲۰۰ - به رهی کان سفری سرو روان خواهد شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.