هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند درد آرزو، رنج و الم، انتقاد از زاهدان ریاکار، و ستایش خرابات و مینوشی میپردازد. شاعر از ناپایداری دنیا و ریاکاری برخی افراد شکایت میکند و به دنبال آرامش در جای دیگری است.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، اشارههایی به مینوشی و خرابات دارد که برای سنین پایین مناسب نیست.
غزل ۲۳۱ - آسودگان چو نشئه درد آرزو کنند
آسودگان چو نشئه درد آرزو کنند
آیند و خاک کشتهٔ تیغ تو بو کنند ۱
یک دم اگر ستم نکنی میرم از الم
بیچاره آن کسان که به لطف تو خو کنند ۲
ای دل رسی چه بر در بیتالحرام وصل
کاری مکن که بر رخ ما در فرو کنند ۳
کو صبر با دو چشم نظر باز خویش را
تگزارم از حسد که نگاهی درو کنند ۴
ساقی مزن به زهد فروشان صلای می
زین قوم بدنماست که کاری نکو کنند ۵
از روی زاهدان نرود گرد تیرگی
صد بار اگر به چشمه کوثر وضو کنند ۶
پویندگان خلد برین را خبر کنید
تا همچو محتشم به خرابات رو کنند ۷
آیند و خاک کشتهٔ تیغ تو بو کنند ۱
یک دم اگر ستم نکنی میرم از الم
بیچاره آن کسان که به لطف تو خو کنند ۲
ای دل رسی چه بر در بیتالحرام وصل
کاری مکن که بر رخ ما در فرو کنند ۳
کو صبر با دو چشم نظر باز خویش را
تگزارم از حسد که نگاهی درو کنند ۴
ساقی مزن به زهد فروشان صلای می
زین قوم بدنماست که کاری نکو کنند ۵
از روی زاهدان نرود گرد تیرگی
صد بار اگر به چشمه کوثر وضو کنند ۶
پویندگان خلد برین را خبر کنید
تا همچو محتشم به خرابات رو کنند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۰ - آخر ای پیمان گسل یاران به یاران این کنند
گوهر بعدی:غزل ۲۳۲ - دل وجان و سرو تن گر به فدای تو شوند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.