هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از شوق دیدار معشوق سخن میگوید و احساسات شدید عاشقانهاش را بیان میکند. او از نشانههایی که خبر از آمدن یار میدهند سخن میگوید و اضطراب و انتظار خود را توصیف میکند. در نهایت، شاعر با خوشحالی اعلام میکند که معشوق در حال آمدن است و این شادی، ارزش از دست دادن دل را دارد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانهای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامناسب باشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک ممکن است برای گروههای سنی پایینتر قابل درک نباشد.
غزل ۲۶۵ - به گوشم مژدهٔ وصل از در و دیوار میآید
به گوشم مژدهٔ وصل از در و دیوار میآید
دلم هم میتپد الله امشب یار میآید ۱
سپند آتش شوقم که هردم هاتفی دیگر
بگوشم میزند کان آتشین رخسار میآید ۲
بسوی در ز شوق افتان و خیزان میروم هر دم
تصور میکنم کان سرو خوش رفتار میآید ۳
عبیر افشان نسیمی کاینچنین مدهوشم از بویش
ز عطرستان آن گیسوی عنبریار میآید ۴
چو دایم از دو جانب میکند تیز آتش غیرت
اگر میآید امشب جزم با اغیار میآید ۵
مدام از انتظار وعدهٔ او مضطرب بودم
ولی هرگز نبود این اضطراب این بار میآید ۶
بفهمانم به دشمن چون ببرم پایش از بزمت
که از بیدست و پائی این قدرها کار میآید ۷
چو نبود عشق عاشق سرسر هر چند لیلی را
سر مجنون نباشد بر سرش ناچار میآید ۸
چه نقصان محتشم گر دل رود بر باد ازین شادی
به حمدالله که گر دل میرود دلدار میآید ۹
دلم هم میتپد الله امشب یار میآید ۱
سپند آتش شوقم که هردم هاتفی دیگر
بگوشم میزند کان آتشین رخسار میآید ۲
بسوی در ز شوق افتان و خیزان میروم هر دم
تصور میکنم کان سرو خوش رفتار میآید ۳
عبیر افشان نسیمی کاینچنین مدهوشم از بویش
ز عطرستان آن گیسوی عنبریار میآید ۴
چو دایم از دو جانب میکند تیز آتش غیرت
اگر میآید امشب جزم با اغیار میآید ۵
مدام از انتظار وعدهٔ او مضطرب بودم
ولی هرگز نبود این اضطراب این بار میآید ۶
بفهمانم به دشمن چون ببرم پایش از بزمت
که از بیدست و پائی این قدرها کار میآید ۷
چو نبود عشق عاشق سرسر هر چند لیلی را
سر مجنون نباشد بر سرش ناچار میآید ۸
چه نقصان محتشم گر دل رود بر باد ازین شادی
به حمدالله که گر دل میرود دلدار میآید ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۴ - صبا از کشور آن پاکدامان دیر میآید
گوهر بعدی:غزل ۲۶۶ - سخن کز حال خود گویم ز حرفم بوی درد آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.