هوش مصنوعی: این شعر به موضوع عشق و وصال، رنج‌های عاشق، و جدایی‌های ناخواسته می‌پردازد. شاعر از درد فراق و بی‌توجهی معشوق شکایت می‌کند و به مفاهیمی مانند صبر، قناعت، و تقدیر اشاره دارد. همچنین، در ابیاتی به مضامین عرفانی مانند حجاب‌های معنوی و بزم صوفیان پرداخته شده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از واژگان و مضامین ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال نامفهوم یا سنگین باشد.

غزل ۳۶۸ - بعد مرگ من نکرد آن مه تاسف برطرف

بعد مرگ من نکرد آن مه تاسف برطرف
می‌توان مرد از برای او تکلف برطرف ۱

تا نگردد سیر عاشق بر سر خوان وصال
بود در منع زلیخا حق یوسف برطرف ۲

خاصه من کرده باغ وصل را اما در آن
بر تماشا نیستم قادر تکلیف بطرف ۳

فیض من بنگر که چون رفتم به بزمش صد حجاب
در میان آمد ولی شد بی توقف برطرف ۴

چند آری در میان تعریف بزم صوفیان
باده صافی به دست آور تصرف بر طرف ۵

بخت ساعت ساعتم از وصل سازد کامیاب
گر شود از وعدهای او تخلف برطرف ۶

محتشم مرد و ز تیغش مشکل خود حل نساخت
تا ابد مشکل که گیرد زین تاسف برطرف ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۶۷ - دهد اگرچه برون در بی‌شمار صدف
گوهر بعدی:غزل ۳۶۹ - آن پری را گوهر عصمت ز کف شد حیف حیف
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.