هوش مصنوعی: این شعر از حافظ بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و اندوه ناشی از جدایی است. شاعر از عشق و وصال معشوق سخن می‌گوید و از اینکه نتوانسته به کام دل برسد، اظهار تأسف می‌کند. او از تلاش‌های بی‌ثمر خود برای رسیدن به معشوق و وعده‌های بی‌پایه‌ی دیگران می‌گوید و در نهایت، از نرسیدن به وداع معشوق ابراز ناراحتی می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.

غزل ۸۵ - شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت

شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت ۱

گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود
بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت ۲

بس که ما فاتحه و حرز یمانی خواندیم
وز پی اش سوره ی اخلاص دمیدیم و برفت ۳

عشوه دادند که بر ما گذری خواهی کرد
دیدی آخر که چنین عشوه خریدیم و برفت ۴

شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن
در گلستان وصالش نچمیدیم و برفت ۵

همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم
کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۶۸۶
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۴ - ساقی بیار باده که ماه صیام رفت
گوهر بعدی:غزل ۸۶ - ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.