هوش مصنوعی:
این شعر حافظ از غزلیات اوست که در آن شاعر از عشق، جوانی، زیبایی و تغییرات زندگی سخن میگوید. او از یار و دوست یاد میکند و به زیباییهای طبیعت و عشق اشاره میکند. همچنین، شاعر از غم و اندوهی که بر دلش سنگینی میکند سخن میگوید و از خداوند برای رفع آن طلب کمک میکند. در پایان، حافظ به قدرت شعر و کلام خود اشاره میکند و از بخت و اقبال خود در سرودن شعر سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی، عاشقانه و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق و غم ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد.
غزل ۸۶ - ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت
ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت
کارِ چراغ خلوتیان باز درگرفت ۱
آن شمعِ سرگرفته دگر چهره برفروخت
وین پیرِ سالخورده جوانی ز سر گرفت ۲
آن عشوه داد عشق که مفتی ز ره برفت
وان لطف کرد دوست که دشمن حذر گرفت ۳
زنهار از آن عبارتِ شیرینِ دلفریب
گویی که پستهٔ تو سخن در شکر گرفت ۴
بارِ غمی که خاطرِ ما خسته کرده بود
عیسیدمی خدا بفرستاد و برگرفت ۵
هر سروقد که بر مَه و خور حسن میفروخت
چون تو درآمدی پیِ کاری دگر گرفت ۶
زین قصه هفت گنبدِ افلاک پرصداست
کوتهنظر ببین که سخن مختصر گرفت ۷
حافظ تو این سخن ز که آموختی؟ که بخت
تعویذ کرد شعرِ تو را و به زر گرفت ۸
کارِ چراغ خلوتیان باز درگرفت ۱
آن شمعِ سرگرفته دگر چهره برفروخت
وین پیرِ سالخورده جوانی ز سر گرفت ۲
آن عشوه داد عشق که مفتی ز ره برفت
وان لطف کرد دوست که دشمن حذر گرفت ۳
زنهار از آن عبارتِ شیرینِ دلفریب
گویی که پستهٔ تو سخن در شکر گرفت ۴
بارِ غمی که خاطرِ ما خسته کرده بود
عیسیدمی خدا بفرستاد و برگرفت ۵
هر سروقد که بر مَه و خور حسن میفروخت
چون تو درآمدی پیِ کاری دگر گرفت ۶
زین قصه هفت گنبدِ افلاک پرصداست
کوتهنظر ببین که سخن مختصر گرفت ۷
حافظ تو این سخن ز که آموختی؟ که بخت
تعویذ کرد شعرِ تو را و به زر گرفت ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۷۲۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۵ - شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
گوهر بعدی:غزل ۸۷ - حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.